سيد علي اكبر قرشي
108
قاموس قرآن ( فارسي )
تا علت حكم را از بين نبرده نمىتواند حكم را از بين ببرد چنان كه معلوم است و چون اين علت از بين رفتنى نيست پس حكم نيز منسوخ نخواهد بود . بعضى از بزرگان آيه را يك قضيّهء تكوينى و طبيعى گرفته و مجموع دين را اعتقاد دانسته و اعمال را نيز به اعتقاد برگردانده و گفته : اعتقاد و ايمان از امور قلبى است و اكراه و اجبار را در آنها راهى نيست زيرا اجبار فقط در اعمال ظاهرى و حركات بدنى مؤثر است و ايمان و اعتقاد بوسيلهء براهين مىشود به آن رسيد لذا * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ ) * يك قاعدهء تكوينى است ، در اين صورت آيه اخبار است نه تشريع . بعضى در ردّ اين سخن گفتهاند : عقائد قلبى اكراه پذير نيست لذا مورد نفى اكراه نميباشد . ولى اين در صورتى است كه آيه در مقام تشريع باشد نه اخبار . نگارنده گويد : در « قتل » از آيات قرآن و جنگهاى حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله استظهار كرديم كه در اسلام جنگ تعرّضى نيست و آنحضرت فقط با پيمان شكنان و آنان كه در فكر حمله باسلام بودند و يا مزاحمت ميكردند جنگيده است . على هذا جنگ در اسلام براى تحميل دين و عقيده نيست بلكه براى از بين بردن مزاحم و تصفيهء جوّ اسلامى از وجود اخلالگران و باز كردن راه تبليغ و خواباندن فتنه و بر سر جاى نشاندن كسانى است كه بفكر اخلال و حملهاند . حتى آيهء * ( وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّه لِلَّه ) * انفال ، 39 . معنايش آن نيست كه دين را بر آنها تحميل كنيد بلكه مراد آنست كه با اين مزاحمان بجنگيد و فتنه ايكه بر پا كردهاند يا ميخواهند بكنند از بين ببريد و عبادت و بندگى فقط براى خدا باشد لذا در ذيل آيه فرموده * ( فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ الله بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) * اگر از فتنه انگيزى دست بردارند ، خدا بكارشان داناست و در آيه 61 همين